محمدی

ســخــنــگو / علیرضا محمدی: معروفه که مردم انگلیس در مواجهه با پدیده ها بیشتر فکر میکنن ولی ما ایرانی ها بیشتر واکنش نشون میدیم!

جدای از اینکه عبارت مذکور درسته یا نه، با یکم گشت و گذار توی روزنامه ها و سایت های خبری و تیتر اخبار و بررسی اتفاقای چند وقت اخیر میشه فهمید که اینقدر ها هم بی راه نیست، حداقل اون قسمتش که مربوط به ما ایرانی ها میشه …

یادتونه همین تابستون پارسال بود که تو مسابقات جام جهانی  برزیل، ایران تونست جلوی تیم ملی آرژانتین یه بازی خوب رو از خودش به نمایش بذاره و تا دقیقه ۹۱ هیچ فرصتی رو واسه گل زنی به تیم حریف نده اونم به تیمی که هیچ کس فکرشم نمیکرد، ولی وقتی تو ۲ دقیقه ی آخر بازی مسی تونست گل پیروزی رو بزنه خیلی حالمون گرفته شد و ناراحت شدیم. خب اگه هر کشور دیگه ای هم جای ما بود همین احساس به مردمش دست میداد. ولی چیزی که ما رو از بقیه کشور ها متمایز کرد این بود که به همین ناراحتی و افسوس تو دلمون اکتفا نکردیم و خشممون از مسی که دیگه تبدیل به کینه شده بود رو بردیم تو شبکه های مجازی و شروع کردیم به فحش دادن تو صفحه های منتسب به این ورزشکار تا جایی که خبرش تو رسانه های جهان پخش شد و اینجوری فرهنگمون رو به رخ عالم و آدم کشیدیم تا حدی که خود مسی رو به واکنش واداشتیم …

اما کار به همینجا ختم نشد و این داستان رو به داور صربستانی بازی هم کشوندیم و در مورد  اونم شروع کردیم به فحش دادن!

داور استرالیایی بازی ایران و عراق رو که یادتونه؟ اونموقع هم تنها کاری که کردیم سریع واکنش نشون دادیم و فقط فحش دادیم!

البته قبل از اینها در مورد  قضیه لباس منشوری فرناندا لیما مجری زن مراسم قرعه کشی جام جهانی ۲۰۱۴ و هجوم کاربران ایرانی به صفحه اش حماسه ساز شده بودیم …

مورد قابل توجه بعدی تصادف اون دختر میلیاردر پورشه سوار بود که باعث مرگش شد و خیلی از ما به بدون اینکه مراعات حال خانواده داغدارش رو بکنیم و واسه یه لحظه خودمونو جای اون خانواده بذاریم، شروع کردیم به عقده گشایی!

وقتی خبر کشیده شدن بخیه های اون بچه چهار ساله رو تو بیمارستان اشرفی اصفهانی خمینی شهر شنیدیم، بدون اینکه ذره ای فکر کنیم یا حتی اصل جریان رو از منابع معتبر و موثق جویا بشیم و حتی بدون اینکه بدونیم اون بچه دختر بوده یا پسر،  درست طبق خواسته اونایی که میخواستن احساسات تحریک پذیر جامعه ی ما رو تحریک کنند، بصورت گسترده شروع پخش و باز نشر متن های انزجار آمیز تو شبکه ها کردیم و در نهایت فحش دادیم و حتی ذره ای فکر نکردیم که با این کارمون و برانگیختن خشم عمومی، چه ضربه ای به پیکره ی سیستم پزشکی و پرستاری کشورمون و نگاه مردممون به این قشر زحمتکش و خدوم وارد میکنیم …

تازگی ها هم که هجوم به صفحه ی رعنا حربی خواننده لبنانی رو شاهد بودیم اون هم بخاطر شوخیش در مورد ازدواجش با مردی که پرچم عربستان رو تو مشهد پایین آورده بود و کار را به جایی رساندیم که اعلام کرد ایرانی ها جنبه شوخی ندارند ، دست از سرم بردارید …

اما موضوع به همینجا و شبکه های مجازی ختم نمیشه و ما تو واقعیت و مسایل سیاسی هم ید طولایی در انجام اینگونه رفتار ها داریم و فرهنگمون بار ها و بار ها به نمایش گذاشتیم …

حمله به سفارت بریتانیا تو سال ۹۰ رو میشه مثال زد که عده ای از دانشجویانمون خیلی خود سرانه هجوم بردند و در یک حرکت غیر انسانی و نامتعارف پرچم بریتانیا رو پایین کشیدند و وارد ساختمون شدند و همه اسناد و مدارک رو به بیرون ساختمون پرتاب کردند. در حالی که باز هم فحش میدادند و بدون اینکه حتی ذره ای به منافع ملی کشمورمون و خدشه ای که به چهره ی کشورمون در نگاه جامعه ی جهانی ایجاد میکنند فکر کنند و دقیقا با این رفتارشون راه رو برای کسانی که از اتفاق سود میبردند باز کردند، که این عمل بدون فکر و بر اساس احساستشون، واکنش رهبر عزیزمون رو در پی داشت که فرمودند : در قضیه اخیر اشغال آن سفارت خبیث، احساسات جوانان درست بود، ولی رفتنشان درست نبود و نیز در جایی دیگر فرمودند امکان دارد عده ای در این شلوغی های بدون فکر و در لابلای جمعیت، بدنبال مقاصدی باشند که همسو با نظام نباشد و خیلی راحت عرصه برای آنها فراهم شود !

در ماجرای اخیر سفارت و کنسولگری عربستان هم به همین شکل و بدون اینکه مصالح نظام و منافع ملی در نظر گرفته شود اقداماتی خود سرانه ای انجام گرفت که همانطور که شاهد بودیم، درست در حالی که جهان و رسانه های دنیا مشغول اطلاع رسانی و تقبیح  عمل وحشیانه ی حکومت آل سعود در مورد اعدام شیخ نمر بودند توجه همه ی رسانه ها را متوجه خودمون کردیم با این اتفاق کاری کردیم که عربستان به جای اینکه در مقام پاسخگویی باشد در مقام طلبکاری بر بیاید و دست پیش را بگیرد …

کاش میشد ما هم مثل همه ی ملل متمدن دنیا به نشانه اعتراض پرچم ها و پلاکاردهایی طراحی میکردیم و با یه تجمع مسالمت آمیز اعتراض خودمون رو نشون میدادیم و با سفارت خانه ای که در کشور ما حکم میهمان را داشت اینگونه برخورد نمیکردیم …

شاید بعضی ها عنوان کنند که اینها همه ی مردم ایران نیستند و فقط درصدی از جامعه ی ما هستند و نباید اعمالشان نشانه ی فرهنگ کل یک کشور حساب شود ، شاید اینطور باشد اما به راستی باید پرسید پس اینها چه کسانی هستند که به نمایندگی از کل ملت ایران دست به اینگونه رفتار های ناشایست میزنند و آبروی یک ملت بزرگ و متمدن را بازیچه هوا و هوس های خویش میکنند ؟ مگر نه اینکه جمعیت کثیری که در شبکه های اجتماعی اینگونه فعالیت ها را دارند اگر خود ما و خانواده مان نباشیم، دوست، آشنا و یا همسایگان ما هستند ؟ مگر نه این است که این افراد تربیت شده ی جامعه ای هستند که ما آن را ساخته ایم و در آن زندگی میکنیم ؟ پس چگونه میتوانیم در کنار این افراد در جامعه زندگی کنیم و بی تفاوت باشیم و تاثیرگذار نباشیم ؟ آیا این بی تفاوتی به این معنی نیست که ما هم دست کمی از آنها نداریم ؟

براستی چه شد که  فرهنگ غنی و تمدن هزاران ساله ما که در دنیا زبانزد بود به این روز افتاده ؟

بعضی میگویند ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که پرتنش و پرهیجان است و مردم به دنبال جایی می‌گردند تا فشارهای زندگی خود را تخلیه کنند اما باید گفت به چه قیمتی ؟

به نظر می‌رسد بخش عظیمی از مردم ما در مواجهه با پدیده‌ها بیشتر احساسی عمل می‌کنند تا عقلانی . یعنی بجای آنکه ابتدا مسأله و اتفاق را از جوانب مختلف و از کانال‌های متفاوت بررسی نموده، و با دقت تحلیل و ارزیابی کنند، به سرعت به واکنش می‌پردازند . این شیوه مواجهه عجولانه و احساسی با پدیده‌ها، یکی از شیوه‌های جهان سومی است که باید برای مبارزه با آن تلاش نمود .

نکته ی آخر اما بیانات رهبر معظم انقلاب در ١٦ مرداد ١٣٩١ در ديدار با دانشجويان در تبیین بایدها و نبایدهای آرمانگرایی است که ایشان در تذکری به آنان فرمودند :

 آرمانگرایی نباید با پرخاشگری اشتباه شود بلکه می توان بدون این مسئله بشدت پایبند به ارزشها و اصول بود . ایشان همچنین کنترل احساسات و پرهیز از تصمیم گیری در اوج احساسات را ضروری دانستند !

امید است روزی که همه با هم دست به دست هم دهیم و این فرهنگ از دست رفته مان را بازیابیم و بیش از این به چهره کشور و فرهنگ غنی مان در نگاه جامعه جهانی خدشه وارد نکنیم …

  1. محسن می‌گه:

    بسیار متن جالب و تامل بر انگیزی بود.ممنونم از نویسنده ی محترم اقای محمدی که حرف دل بنده و اکثریت مردم ایران رو زدند

     

  2. حسنی می‌گه:

    آقای محمدی عزیز فکر نمیکنید متن های مهم تری وجود داشته باشه برای پرداختن؟ حتما باید ایرانی بودن رو بکوبید؟ 

    به نظر من در مقالتون خیلی دیگه یکطرفه رفتین به قاضی 

  3. حسنی می‌گه:

    آقای محمدی پاسخ کامنت نمیدن؟