مصطفی نیکومنش

ســخــنـگو / مصطفی نیکومنش: واژه‌ی فساد در لغت به معنی تباهی است حال فساد یا همان تباهی ابعاد و شاخه های گسترده ای را داراست که در تمام مقولات می تواند راه یابد و موجب تباهی آن عمل شود، نمی توان گفت مواردی وجود دارد که به خودی خود تباه هستند، بلکه شاید از ویژگی های مطلوب بسیاری برخوردار باشند اما هنگامی که فساد در آن رسوخ می کند باعث تباهی آن عمل می گردد

فساد جنسی که زیرمجموعه ای از فساد اخلاقی به شمار می آید این روزها گریبان گیر جامعه متمدن جهانی و در گرو آن ایران شده است. فساد جنسی در هر جامعه‌ای وجود دارد و در وجود آن در جامعه ایران هم شکی نیست اما باید دید ریشه‌های این فساد چیست، اگر گاهی کشور دارای شرایط اجتماعی نامساعدی شود نمی‌توان توقع داشت که فساد اخلاقی و جنسی در جامعه زیاد نشود.

غریزه جنسی نوعی حالت انگیزشی و علاقه به موضوعات و فعالیتهای جنسی است که به صورت غریزی در ذات موجودات وجود دارد علاقه به فعالیت جنسی به طور معمول در هنگامی که فرد به سن بلوغ می‌رسد افزایش می‌یابد. رفتار جنسی انسان توسط داشته‌های ژنتیکی او تبیین می‌شود، البته درست آن است که بگوییم پی‌آمد محیط و یا ترکیبی از هر دو جنبه زیست‌شناسی و محیطی است.  تمایل جنسی حسی ذاتی است که با محرکهای درونی یا بیرونی برافروخته می شود اما کنترل این غریزه از مقولات بسیار مهمی است که نقش به سزایی در فرهنگ یک جامعه ایفا می کند و گاه می تواند بنیان نه تنها یک فرد یا خانواده بلکه یک جامعه را رو به زوال ببرد

امروزه شاهد افزایش فساد اخلاقی و در گرو آن فساد جنسی در جامعه هستیم، تباهی که اخلاق سالم جامعه را به زوال می کشاند و روابط اجتماعی را خدشه دار می کند.

مزاحمت های خیابانی، سوء استفاده ابزاری از زنان و دختران، مزاحمت های مجازی، سوءاستفاده از عکس ها و… خصوصی و پخش آن ها، روسپی گری، از بین رفتن عفت عمومی و پیدایش جرم هایی نظیر تجاوز به عنف، اذیت و آزار جنسی، اخاذی، از نمونه فسادهای اخلاقی و جنسی می باشد که می توان به وجود آن ها در جامعه اشاره کرد

 

sokhango.com

 

افزایش نگران کنندۀ فقر، فساد و فحشاء و گسترشِ روزافزون روابط جنسی نامشروع در ایران، پدیدۀ نام آشنایی جامعۀ امروزی است

 وجود موانع و محدودیت های متعدد و فراوان در سر راه ازدواج جوانان، بالا رفتن سن ازدواج و عدم تمایل جوانان به ازدواج و افزایشِ تجرد مطلق، و تمایل به زندگی مجردی و دور از خانواده، روند فزایندۀ " ازدواج سفید" ، گسترش روزافزونِ آمار طلاق و از هم پاشیدگی خانواده ها، فاصلۀ فزایندۀ بین سن بلوغ و سن ازدواج آنها و افزایش ناباروری و نازایی در بین دختران ، نبود مکانیسم های متعارف، مشروع و ممکن برای ارضای نیازهای جنسی، عاطفی و طبیعی آنها و بلاتکلیف بودنِ وضعیت جوانان در کشور دراین رابطه، بیکاری جوانان، همه و همه نشان از " بحران فساد جنسی" و " عدم رعایت حقوق سلامت انسانی شهروندان" و عدم توجه سازمان ها و مراکز دولتی در بُرون رفت از این بحرانِ فزاینده و شعاری بودنِ طرح ها و برنامه های مطروحه در این زمینه دارد.

لحظه فرارسیدن زلزله را نمی‌توان پیش بینی کرد، اما فروپاشی اخلاقی یک جامعه را از رصد ترک‌ها بر بدنه ی آن میتوان احساس کرد.

مرکز پژوهش های مجلس در پژوهش اخیر خویش، ضمن ابراز نگرانی از افزایش روابط جنسی نامشروع در ایران، بر راهکار" ازدواج موقت" دراین رابطه، تاکید داشته است! حال سوال اینجاست که ازدواج موقت خود مسکنی است پر مشکل بر این زخم عمیق که کم گره کور در خود ندارد. نکته اول اینجا نمایان می شود که فرهنگ ازدواج موقت در جامعه امروزی ایران از نظر دیدگاه عوام هنوز امری قبیح تلقی می شود به طور مثال فرض کنید در خانواده خود فردی این اقدام را انجام دهد حال دیدگاه های افراد بر روی این شخص چگونه خواهد بود؟ نکته دوم که از اهمیت خاصی برخوردار است نگاه بر روی دختران در امر ازدواج موقت است، آیا غریزه جنسی فقط در مردان وجود دارد؟ آیا بانوان به فساد اخلاقی و جنسی گرایش پیدا نمی کنند؟ پس چرا راهکارها همیشه برای مردان نوشته می شود؟ راهکار ازدواج موقت زمانی موثر ثمر است که برای هر دوطرف شرایطی یکسان فراهم آید. وقتی به صورت صریح طبق قانون و شرع اسلامی دختران باکره ملزم به کسب اجازه پدر خود هستند و همچنین وقتی باکرگی در فرهنگ اسلامی و نیز عرف جامعه مورد اهمیت است پس چگونه دختران از ازدواج موقت بهره ای ببرند. مشهود است که طرح "ازدواج موقت" به همه ی اقشار جامعه غیر از دختران تعلق دارد و از آنجا دختران نیز نیازمند ارضای نیازهای جنسی و عاطفی خود هستند، این راه برای این دسته از افراد جامعه با وجود محدودیت های ذکر شده، موثر نیست لذا وقتی یک طرف را نادیده بگیریم بازهم شاهد وجود فسادهای جنسی و اخلاقی و روسپی گری و به طبع آن ارتباط های خطرناک جنسی خواهیم بود.

طبق آماری که وزارت آموزش و پرورش به مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی منعکس کرده است، نتایج تحقیق روی ۱۴۱هزار و ۵۵۵ دانش‌آموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصیلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ منتشر گردید. براساس این تحقیق، ۱۰۵ هزار و ۴۶ نفر دانش‌آموز یعنی ۳/۷۴درصد دارای رابطه «غیرمجاز با جنس مخالف» بوده‌اند! همچنین، تعداد ۲۴ هزار و ۸۸۹ نفر که ۵/۱۷درصد دانش‌آموزان مورد تحقیق را در بر می‌گیرد که همجنس‌گرا بوده‌اند و ۱۱ هزار و ۶۸۲ نفر یعنی، ۲/۸درصد نیز دست به خودارضایی می‌زده‌اند! (صحت آمار را نمی دانم!). گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس به نقل از کارشناسان و مسوولان، از کاهش سن روسپی گری به ۱۵ سال خبر داده است

حال سوال اینجاست که مسئولیت دولت و رئیس جمهور، در راستای تکالیف قانونی مقرر در قانون اساسی و قوانین مربوطه چیست و عدم کارائی موثر آنها در این رابطه، چگونه باید توجیه شود؟ مسئولیت جبران این نابهنجاری ها و بحران خانواده و هویت ایرانی و پیامدهای حاصله بر سرنوشت خانواده ها، بهداشت و سلامت فردی و جمعی شهروندان، بعنوان یکی از حقوق اساسی، شهروندی و بشری آنها و نیز کودکان طلاق و ناباروری های تحمیلی به دختران و خانواده ها در اثر عوامل ذکر شده با کیست؟ دستاورد گشت های ارشاد و طرح های ارتقای امنیت اخلاقی و اجتماعی، با توجه به وضعیت موجود در کشور چیست و چگونه باید ارزیابی گردد؟

باید واقع بین و صادق بود و چشم به روی واقعیت و حقیقت نبست!. اینجا، ایران است؛ مهد فرهنگ، هویت و تمدنی ارزشمند و فاخر ایرانی، تا زمان از دست نداده ایم باید فکری به حال وخامت این بیماری کرد.

  1. حسنی می‌گه:

    وضع از اینم خراب تره اما کو چاره کار؟