بهار ١٣٨٤ بود و من سردبیر روزنامه عصر رسانه بودم. روزنامه ای که با توصیه و بهتر بگویم تنها با درخواست مرحوم علی کردان   پای کار علی لاریجانی آمده بود. همه اخبار و برنامه های به قول مرحوم کردان:"علی آقا" در روزنامه پوشش داده می شد و هیچ چیز از قلم نمی افتاد. شعار انتخاباتی علی لاریجانی" هوای تازه و دولت امید" بود. هاشمی رفسنجانی،  علی لاریجانی، محمد باقر قالیباف، مصطفی معین، محسن مهرعلیزاده، مهدی کروبی و محمود احمدی نژاد در این دوره از انتخابات با یکدیگر رقابت می کردند. دفتری در فرمانیه مرکز مدیریت ستاد انتخاباتی  لاریجانی بود. چند وقتی بود که روزنامه جام جم خاطرات دکتر لاریجانی را پشت سر هم در یک ستون چاپ می کرد. عزت الله ضرغامی فعالیت کارکنان صدا و سیما را در ستادهای انتخاباتی کاندیداها منع کرده بود ولی یکی از کارکنان از دیوان عدالت اداری حکم گرفته و بخشنامه رییس وقت سازمان را نقض کرده بود و حالا دیگر ستاد انتخاباتی علی لاریجانی پر بود از مدیران صدا و سیما و جای هیچگونه نگرانی نبود.
تعدادی از فعالان رسانه ای ستاد که نمی توانستند با لوگوی روزنامه جام جم ویژه نامه انتخاباتی در بیاورند، بدون هماهنگی با من ویژه نامه های علی لاریجانی را با لوگوی روزنامه تحت مدیریت من در می آوردند. موضوع را که فهمیدم به مرحوم علی کردان پیغام دادم که این کار درست نیست و او قول داد دوستان تکرار نکنند. ولی باز هم تکرار شد! مرحوم کردان را در فرمانیه دیدم و به او گفتم:" قرار شد تکرار نکنند و کردند. من در همین روزنامه نقدشان خواهم کرد".
مرحوم کردان که صندلی را جلو آورده و نزدیک من نشسته بود گفت:" من دوستان زیادی دارم که همشهری و همکار و همرزم و هم خط و همسایه من بودند و با آنها رفیق شده ام، و دوستانی هم دارم که سر چهار راه حوادث با آنها آشنا شده ام. اتفاقا بهترین دوستان من رفقای سر چهار راهی من هستند. تو را هم من سر چهار راه شناخته ام . به تو حق می دهم، دوستانی که قولشان را شکسته اند به تو اولویت نخواهم داد  و آنها باید از تو عذر خواهی کنند و اگر راضی نشدی در همان روزنامه جوابشان را بده". از بزرگی آن مرد شرمنده شده و حتی راضی به عذرخواهی دوستان نشدم.
به هر تقدیر دوستان باز هم بدون هماهنگی بنده ویژه نامه دیگری را منتشر کردند و من هم دست به قلم شده و نوشته های آنها را نقد کردم. تیتر" تئوری دولت امید، ناصواب و ناکارآمد" آنها را به عقب نشینی واداشت و از مهر مرحوم کردان نیز نسبت به من نکاست.
من با مرحوم کردان برای کمک روزنامه به ستاد انتخاباتی علی لاریجانی شرط کرده بودم که اجازه تخریب هیچ کاندیدایی را نداده  و اخبار مربوط به همه آنها را نیز بر اساس اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری پوشش خواهم داد. او هم این را می خواست و راضی به تخریب کسی نبود.
٣ سال بعد علی کردان در مجلس استیضاح شد. من استیضاح رفیق سر چهار راهی ام را از رادیو می شنیدم و حمله هایی که توسط دوستان نزدیکش به او می شد مرا تا آستانه گریستن برد. کردان  پرونده کرسنت را رو کرده بود و بد جوری بوی نفت می آمد. آن زمان کروبی رییس مجلس نبود و کردان را دوستان و یارانش استیضاح کردند.
هفت سال است که مرحوم علی کردان در بین ما نیست ولی من هنوز هم دلم برای رفیق سر چهار راهی ام تنگ می شود.
او هنگام آغاز زندگی جاویدش، فقط ٥١ سال زمینی داشت. کسی که برخی دوستان قدیمی اش بغض سکوت را در گلویش شکستند و رفت! خداوند روح بلندش را شاد کند.