Picture 018

خبرگزاری سخنگو / مصطفی نیکومنش / خشونت پديده اي تاريخي و جهاني است كه در همه جوامع و تمام ادوار وجود داشته است. توجه به اين پديده از دهه ۷۰ ميلادي آغاز شد و پژوهش هاي متعددي در اين حوزه انجام گرفت

به طور کلی خشونت ، استفاده از زور فیزیکی  و یا غیر فیزیکی (فشار روحی) به منظور قراردادن دیگران در وضعیتی بر خلاف خواست‌شان است.، کلمه خشونت طیف گسترده‌ای را پوشش می‌دهد. خشونت می‌تواند از درگیری فیزیکی بین دو انسان تا جنگ و نسل کشی که کشته .شدن میلون‌ها نفر از نتایج آن است خشونت می تواند آگاهانه و یا از روی جهل اتفاق بیافتد.
در میان دسته های مختلف خشونت ، بیشترین و مهمترین نوع ، خشونت علیه زنان است.  "خشونت علیه زنان" اصطلاحی تخصصی است که برای توصیف کلی کارهای خشونت آمیز علیه زنان به کار می‌رود. همانند Hate Crime، این شکل از خشونت علیه گروه خاصی از مردم اِعمال می‌شود و جنسیت قربانی پایه اصلی خشونت است

سازمان ملل متحد خشونت علیه زنان را اینطور تعریف کرده است : «هرگونه عمل خشونت آمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی (بدنی)، جنسی یا روانی زنان بشود» تعریف کرده است که شامل «تهدید به این کارها، اِعمال اجبار، یا سلب مستبدانهٔ آزادی (چه در اجتماع و چه در زندگی شخصی)» می‌شود

سازمان بهداشت جهانی در اولين مطالعه جهانی خود درباره خشونت عليه زنان نتيجه گرفته است كه در هر ۱۸ ثانيه يك زن مورد حمله يا بدرفتاری قرار می گيرد. حتی باردار بودن، زنان را از خشونت مردان مصون نمی دارد. خشونت عليه زنان امری پنهان است زيرا بسياری از زنان در جوامع مختلف به دلايلی همچون مجازات سخت و عدم حمايت های قانونی از ابراز آن خودداری می كنند. خشونت عليه زنان مرز نمی شناسد، محدود به جوامع عقب مانده نيست. در همه جای دنيا زنان كم و بيش مورد انواع خشونت های جسمی، جنسی و كلامی واقع می شوند. 

۳۰ تا ۳۵ درصد زنان آمريكايی مورد آزار جسمی شوهرانشان قرار می گيرند و ۱۵ تا ۲۵ درصد آنها به هنگام بارداری نيز مورد ضرب و شتم قرار می گيرند. همچنين از هر ۱۰ قربانی زن سه نفر توسط شوهر يا ساير مردان كشته شده است. در شيلی ۶۳ درصد زنان مورد آزار جسم قرار می گيرند. ۴۱ درصد زنان هند بر اثر آزار جسمی همسران خود دست به خودكشی می زنند. در بنگلادش بيش از ۵۰ درصد قتل ها ناشی از خشونت مردان است.

متأسفانه در مورد ايران هرگز آمار درست و مشخصی در مورد خشونتی كه در خانه بر زنان اعمال می شود منتشر نشده اما آنچه مشهود است خشونت های رفتاری (جسمی و روحی ) در ایران وجود داشته و می توان گفت در مقاطعی نیز حاد است ، جامعه مردسالار ایران و نیز نگاه متعصبانه اغلب مردان به جنسیت زن و محدودیت های زنان در جامعه و نگاه ناموسی به زنان از جمله مواردی است که می توان پی به خشونت های رفتاری علیه زنان در ایران برد، آمارهای تقریبی نشانگر این ماجراست که بیش از ۲۵ درصد زنان در ایران در مقطعی از زندگی خود ، گرفتار خشونت می شوند.

 

sokhango.com

 

خشونت عليه زنان جا و مكان خاصی ندارد. در خانه يا خيابان يا محل كار زنان با انواع خشونت روبرو هستند. در خانه از سوی پدر، همسر و برادر خود و یا مزاحمان خیابانی، مورد كتك و فحاشی قرار می گيرند.

در بسياری از كشورها مراكزی به نام خانه های امن وجود دارد كه زن خشونت ديده تا زمانی كه خطر تهديدش می كند به آنها پناهنده می شود ولی در ايران هنوز چنين خانه های امنی وجود ندارد كه بتوان به آن پناهنده شد. تأثيری كه خشونت بر روی زن می گذارد بيش از آنكه جسم را بخراشد روح را جريحه دار می كند و به او احساس موجودی بی اراده و مفعول و منفعل می دهد.

عامل اصلی خشونت عليه زنان را می توان در تبعيضی يافت كه مانع از برابری زن با مرد در همه سطوح زندگی می شود. خشونت هم در تبعيض ريشه دارد و هم به آن دامن می زند. 
از آنجايی كه بسياری از دختران و زنان حاضر نيستند خشونت خانگی را به پليس گزارش دهند يا نيروی قضايی در برخی كشورها به شكايات در اين زمينه ترتيب اثر نمی دهد و آنها را موضوعی خصوصی قلمداد می كند، آمار خشونت خانگی دقيق و منعكس كننده واقعيات نيست. با اين حال آمار جمع آوری شده همچنان تكان دهنده است. 

 

sokhango.com

 

سازمان عفو بين الملل اخيراً با اشاره به خشونت خانگی عليه زنان در جوامع سنتی و یا متعصبانه جهان،  گفته است در كشوری مانند افغانستان كه سنت های زندگی فئودالی بسيار ريشه دار است، به زن به چشم دارايی نگاه می كنند و تجاوز به حقوق آنان بدون مجازات می ماند. 
تعدد زوجات نيز می تواند به خشونت خانگی دامن زند. چون برخلاف عرف اسلامی جامعه ، مردها به طور عمومی برای ازدواج مجدد اجازه همسر اول را جويا نمی شوند و مشاجره در اين باره در خيلی از مواقع به خشونت كشيده می شود. 
بحث در مورد تعدد زوجات اكنون در عراق به يك موضوع داغ سياسی تبديل شده است. در ايران هم در كنار ديگر مسائل حقوقی زن، افزايش آمار چند همسری مردان باعث شده تا زنان (به ويژه در گروه های سنی بالاتر) بيش از گذشته نسبت به حقوق خود دغدغه داشته باشند و برای حفظ آن اقدام كنند. 

به طور کلی زنان در زندگی خود چهار شكل خشونت شامل فيزيكی، روانی، اقتصادی و جنسی را تجربه می كنند. 

خشونت فيزيكی شامل شيوه های آزار و اذيت جسمانی، ضرب و جرح، كشيدن مو، سوزاندن و هل دادن را شامل می شود كه اين نوع خشونت ممكن است برای همه زنان بدون توجه به نوع تحصيلات، نژاد و وضعيت خانوادگی روی دهد. 

خشونت روانی نیز شامل رفتار قلدرانه برای تحقير زن، تهديد به آزار و يا كشتن وی يا افراد خانواده اش، دشنام، استهزاء، ممنوعيت ملاقات با دوستان و زندانی كردن در منزل است.اين نوع خشونت موجب بروز روحيه پوچی و يا خودنابودسازی، گريز از مشاركت اجتماعی و اضطراب در زنان می شود ، در اینجا باید اشاره ای به رفتارهای عده زیادی از زنان ایرانی داشت که در مشارکت های اجتماعی غالبا از ارائه اسم یا عکس خود واهمه دارند و سعی در ینهان نمودن بخشی از خود ، حال به صورت ارادی یا غیر ارادی می نمایند که باید دید این عمل از روی قرار داشتن زیر بار آزار خانگیست یا آزار خیابانی و اجتماعی، که این نکته جای بحث دارد.

از جمله خشونت اقتصادی را نیز می توان ، خرجی ندادن یا اعمال شروط برای خرجی، سوءاستفاده مالی از زن و صدمه زدن به وسايل مورد علاقه او ، نام برد.

در بسياری از كشورها زنان نيروی كار بدون مزد و فاقد درآمد هستند ، در ایران نیروی کار جنس زن ، نیروی کاری فراوان و ارزان قلمداد می شود و همين عامل زمينه ای برای بروز خشونت اقتصادی نسبت به آنان می شود ، در برخی کشورها زنان حتی حق دخل و تصرف در اموال خود را نيز ندارند. 

ازدواج های اجباری ،استفاده قهرآميز بدون رضايت زن، اجبار در روابط زناشويی غيرمتعارف و بی توجهی به نيازهای جنسی زن را می توان از نمونه های خشونت جنسی عليه زنان نام برد که سردمزاجی، نارضايتی جنسی و انواع انحرافات را از پيامدهای اين نوع خشونت در زنان است

 

sokhango.com

 

براساس تحقيقات انجام شده بر روی ۱۰۰ هزار پرونده در سال ۱۳۸۰ در ۲۸ استان كشور «سال اول ازدواج، دوران تنگنای مالی، تولد فرزندان و ميانسالی» از پرخشونت ترين دوران زندگی زنان به شمار می رود ، بر این اساس می توان گفت زنانی كه از جانب همسرانشان مورد خشونت قرار می گيرند پنج برابر بيشتر از ساير زنان در معرض آسيبهای روانی و خطر خودكشی و شش برابر بيشتر در معرض اختلالات روانی قرار دارند.

عوامل روانی ، فردی، فرهنگی و اجتماعی از عوامل موثر در خشونت علیه زنان است، در خانواده هايی كه اعتياد به مواد مخدر و الكل، بيكاری ، تنش و تعصبات کورکورانه وجود دارد خشونت نيز بيشتر به چشم می خورد ،معمولاً افراد ناپخته، بی حوصله، وابسته و متزلزل و كسانی كه از احساس بی كفايتی رنج می برند بيشتر عليه زنان مرتكب خشونت می شوند.

این تصور که با گذشت زمان و عبور از جامعه کهنه و ورود به جامعه مدرن این خشونت علیه زنان تعدیل یافته ، تصوری غلط است ، مدرنيسم نه تنها جايگاه اصلی زنان را احيا كرده بلكه آنها را به شكل های ديگری مورد بی احترامی قرار می دهد، در جوامع مدرن کنونی هم باز شاهد خشونت علیه زنان به صورت های مدرن و غیر مدرن هستیم.

خشونت علیه زنان ، پدیده ای چند وجهی است و مقابله با آن نيز به درمان چندوجهی نياز دارد.، خانواده درمانی، ايجاد خانه های امن، حمايتهای قانونی از زنان مورد خشونت، شركت در كلاسهای آموزشی قبل از ازدواج، مشاوره ازدواج، افزايش آگاهی مردان و زنان از طريق جلسات آموزشی و تأكيد بر آموزه های دينی در پيشگيری و درمان اخشونت عليه زنان، موثر است .

چه تلخ است در سال روزی وجود داشته باشد كه به عنوان روز «مبارزه با خشونت عليه زنان» ناميده شود و متأسفانه چنين روزی وجود دارد (۲۵ نوامبر) چون هنوز خشونت عليه زنان با اشكال مختلف در همه جای دنيا شانس داشتن زندگی سالم و راحت را از آنها گرفته است.

مصطفی نیکومنش
نهم دی ماه ۱۳۹۴

 

 

 

  1. مریم می‌گه:

    سپاس از نویسنده اونجایی که (…) برای همبستر نشدن با مرد برای همسر تنبیه در نظر گرفته میشه خیلی هم جای تعجب نداره! باید زن باشی تا بفهمی درد زن بودن و حقارت رو   

  2. کاظم محب الاولیاء می‌گه:

    [In reply to نیکومنش]
    مصطفی جان خوندم مقاله رو .. بسیار خوب بود …
    البته به نظرم روی یک موضوع که اهمیتش در بین اینها کم هم نیست ولی غالبا به آن پرداخته نمی شود هم کار کرد ..
    در همه ی رویدادها دو گونه علت وجود دارد ،  علت فاعلی و علت قابلی
    مواردی که شما اشاره کردی و اغلب هم به آن پرداخته می شود علل فاعلی ست ..
    ولی باید به این موضوع اندیشید که اگر علت قابلی وجود داشته باشد ، علت فاعلی به این راحتی نمی تواند منجر به چنین وقایعی شود ..
    علت قابلی این گونه رفتارها نسبت به زنان ، خود زنان اند ..
    ریشه ی همه ی نابسامانی ها و مصائب عالم و به تبع آن مصائب زنان ، جهل و خود کم بینی و پذیرش جهان بینی های مبتنی بر تحقیر زن است .. حالا این جهان بینی ممکن است منبعث از تعلیمات دینی (غلط) باشد که بسیار هم شایع است و یا این که منشأ اقلیمی و قومی داشته باشد ..
    مثالی می زنم
    در شریعت تحریف شده ی فعلی ما که اسمش را اسلام گذاشته اند ، ما محکماتی داریم که در قرآن گردآورده شده است … در این محکمات زن و مرد در  همه ی موارد از جمله رسیدن به کمالات انسانی و ایمانی یکسان اند و در همه جا به آن دو به یک دیده نگریسته می شود .. فقط در یک جا و آن هم زندگی زناشویی به جهت تفاوتهای روانی و فیزیکی و احساسی و خلقی مرد و زن وظایفی متفاوت به دوش هر کدام گذاشته شده است …
    زن کانون محبت و منشأ رحمت و شفقت است و مرد ستون خیمه ی معاش و تدبیر خانواده .. لذا فرموده است : الرجال قوامون علی النساء .. حالا ممکن است کسی در مورد واضربوهنّ نظری  داشته باشد که از نظر من این بخش از آیه جزء متشابهات قرآن است و باید توسط انسان کامل و یا عقل متصل به وحی و متافیزیک تأویل شود ..
    در این قرآن بعضی از امور همچون نماز خواندن به معنای اخص و یا (پرستش به معنای اعم) هیچگاه تعطیل بردار نیست .. از صفات متقین و مومنین هم نمازگزاردن است (برپا کردن نماز) .. اما تاریخ دروغ و شبهه ناک اسلام تحریف شده ، زن را در ایام عادت ماهیانه به کنج عزت و انزوا و تحقیر و دوری از خدا می کشاند …
    هیچ جای قرآن در مورد ایام عادت ماهیانه دستور به ترک نماز و روزه نداده است .. تنها دستوری که هست عدم آمیزش جنسی با ایشان است با این استدلال که این دوران ، دورانی ست همراه با اذیت و سختی برای زن …
    لذا بر اساس این اسلام منبعث از قرآن زنی که اهل برپایی نماز و روزه است همواره می بایست نماز خود را با رعایت طهارت اعم از غسل و وضو به جا آورد ..
    این تلقی غلط که زن درزمان عادت نباید به سوی نماز برود نوعی حقارت و خود کمتر بینی و پستی انگاری را در زنان (چه دیندار و چه بی دین) ایجاد میکند و در ضمیر ناخودآگاه او به طور طبیعی ، قابلیتی برای پذیرش استعمار و استثمار مردان ایجاد می کند ..
    این تنها نمونه ی کوچکی از علت های قابلی بود که در جوامع دین دار که فکر میکنم حدود نیمی از جهان را تشکیل می دهد وجود دارد
    لکن
    همه ی بدبختی ما نشأتش از جهل است
    امان از جهل
    خدا همه ی بندگانش را از جهل نجات دهد