کمال رستمعلی

کمال رستمعلی: آقای شریعتمداری از شوکِ شکست خارج شده و دوباره شروع به نوشتن  کرده است؛ از همان ها که همیشه می نوشت. آقای محمدی هم که تا ثانیه هایی قبل از انتخابات با قطعیت از پیروزیِ بزرگ می گفت، باز با اعتمادی نفسی که می شود به  نقاطِ مختلف دنیا صادرش کرد، شروع کرده است.

دیگر تحلیل گران و نویسندگانِ آن جناح هم کم کم می آیند تا آشِ بعدی را برای حزب الله بار بگذارند؛ بدون آن که کمترین اشتباه و خطایی را متوجهِ خود بدانند. آن ها همیشه پرفسور و استاد می مانند، در هر صورتی و در هر شکستی. هیچ گاه هیچ اشتباهی نمی کنند، همیشه خطا و تقصیر متوجهِ دگیران است، مقصر جایی ست خارج از اتاق و محدوده یِ اینان.

هرگز اعتراف به شکست نمی کنند، هرگز صادقانه نمی گویند اشتباه کردیم یا کجایِ محاسباتمان غلط بود! آن ها همیشه هستند، از پختنِ آشی به پختنِ آشی دیگر؛ شور شود مقصر احمدی نژاد است، بی مزه شود مقصر اصلاح طلبان هستند، جا نیفتد مقصر خورزوخان است … حاشا و کلا که کمترین اشتباه یا قصوری متوجهِ پرفسورها شود؛ هرگز!

این بار هم که همه و همه و همه و همه را در اختیارداشتند و همه جور امکانات و فرصت در اختیارشان بود و همه جور اتحاد و وحدت هم رخ داد و همه نهایتا به نفعِ یک نفر کنار رفتند و تمامِ ظرفیتِ موجودِ مخالفِ دولت هم بسیج شد، باز در جایی دیگر و افرادی دیگر دنبالِ مقصر هستند.

آن ها دوباره شروع کرده اند، رویِ کسانی حساب کرده اند که هم چنان ترجیح می دهند که به جایِ آن که خودشان فکر کنند و تحلیل، این پرفسورهایِ همیشه منزه و همیشه موجه و همیشه کاردرست برای شان و به جای شان فکر کنند.

من اما ملتمسانه و برادرانه از خواهران و برادران حزب اللهی ام می خواهم از این اساتید فارغ شوید، از مخالفانِ این ها هم فارغ شوید، کمی از همه یِ این حرف ها و تحلیل ها فاصله بگیرید. از همه یِ این نوشته ها و کلمات. در خلوت و آرامش فکر کنید. به همه یِ آن چه گذشت فکر کنید. خودتان فکر کنید. بدونِ پیش فرض، بدونِ قضاوتِ قبلی.

به برجام. به تعهداتِ برجام. چگونگیِ شروعش. به تجمعِ حزب الله کنارِمجلس. به تسخیرِ سفارت عربستان. به قراردادهایِ جدیدِ نفتی. به همه یِ حرف هایی که گفته می شود و رها می شود و پی اش گرفته نمی شود. به اسم هایی که به عنوان فاسد و رانت خوار چند روز مدام از سویِ پرفسورهایِ تحلیل گر برده می شود و ناگهان با یک تهدیدِ آشنا، دیگر برده نمی شود. به افرادی فکر کنید که هر دو طرفِ مواجهه انتخاباتی اسمی از ایشان نمی آورند و هر دو طرف به ایشان ارادت دارند. به کمیسیون برجام. نشان دادنِ هر روزه ش در صدا و سیما، به تصویبِ بیست دقیقه ای اش در مجلس بدون توجه به آن کمیسیون. به انتخابات مجلس، به ویژه در تهران. به سفرهایِ شهر به شهرِ آن مرد. شورِ مردم در سراسرِ کشور … به مجلس، به شورای شهر تهران، به ریاست جمهوری به … به روزهایِ رفته فکر کنید … به گذشته بروید و همه چیز را از نو مرور کنید؛ فارغ از حرف های امثال من، فارغ از کیهان و امثالِ آن. خودتان فکر کنید؛ خودتان.