تقوی فرد

قرق رسانه ای در سینما

 

سینما را می توان هم در گروه هنر و هم در گروه رسانه قرار داد ولی این بدان معنی نیست که الزاما هنر و رسانه یکی است. سینما هنری سمعی و بصری است و به هنر هفتم شهرت یافته است. هنری که سایر هنرها در آن کاربرد دارند و برای ساخت یک اثر سینمایی باید از سایر رشته های هنری بهره مند شد. از جهت دیگر سینما رسانه است و انتقال دهنده پیام مشخص به مخاطبان می باشد. در سینما رمزگذاری و رمزگشایی در طول یک فیلم کاملا مشهود است و مفاهیمی همچون نشانه شناسی و زیبایی شناسی توانسته است گستره وسیعی را درهنر رسانه سینما به خود اختصاص دهد.

هر چند که سینما هنری جدید است و از عمر آن زمان زیادی نمی گذرد ولی بیش از یک قرن تجربه فیلمسازان در عرصه تولید فیلم های سینمایی و هنری نشان می دهد که سرعت رشد سینما در مقایسه با سایر هنرها بسیار سریع و روزافرون بوده است. رشدی که سینما را از ساختار کلاسیک به ساختار مدرن و همچنین ساختار نو رسانده است و تغییرات فرم در آن بسیار مشهود است. اما این همه ماجرا نیست؛ چرا که با بررسی تحول بیان سینما در می یابیم که بیان در سینما نه تنها در ساختار، فرم و حتی تکنیک تحولات جدی یافته است، بلکه سینما که از سه ضلع "هنر، صنعت، تجارت" تشکیل شده است امروزه کابردهای بیشتری یافته و فراتر از هنر، نقش رسانه ای را ایفا می کند که به مراتب فراگیرتر از بقیه رسانه های ارتباط جمعی و رسانه های اجتماعی، مخاطبانش را تحت تاثیر قرار می دهد. این در حالی است که سایر رسانه ها اعم از جمعی و اجتماعی نه تنها رقیب و باز دارنده سینما به عنوان هنر و سینما به عنوان رسانه نبوده اند بلکه به پویایی هرچه بیشتر آن کمک کرده و از آن بهره نیز گرفته اند. موسیقی فیلم، عکس، پوستر، دیالوگ های ماندگار،نقد و تحلیل فیلم،گزارش های مرتبط و … همه زمینه هایی هستند که سایر رسانه ها به فراخور حال وهمچنین ذائقه مخاطبانشان از آن استفاده کرده و نهایتا به اثربخشی هرچه بیشتر هنر رسانه سینما کمک می کنند. علاوه بر این رسانه های دیداری با پخش آثار سینمایی باعث افزایش دامنه تاثیرگذاری و انتقال پیام این رسانه در رسانه دیگری نظیر تلویزیون می شوند. بدین ترتیب رسانه سینما نه تنها در معرض مخاطبان، بلکه به راحتی در دل دیگر رسانه ها جا خوش کرده و با استفاده از همه هنرها نقش رسانه ای بی بدیل خود را ایفا می کند.

اگر بخواهیم نقش سینما را در زندگی مردم و حفظ یا تغییر باورها و ارزش های جامعه بررسی کنیم، دامنه نفوذ سینما در فرهنگ، هنر،اجتماع، اقتصاد،صنعت،کشاورزی،گردشگری،سیاست، امنیت و … قابل تامل خواهد بود و می توان رد پای سینما را در مد و لباس و گویش و آرایش و مصرف و … یافت و هر یک را جداگانه برشمرد وبررسی یا آسیب شناسی کرد.

تاریخ سینمای جهان نشان می دهد که تقارن تقریبی جنگ جهانی اول با شکل گیری اولیه سینما و سینمای هنری باعث شده است که سینما و جنگ تاثیرات متقابلی را بر یکدیگر بگذارند. بدین ترتیب که هنر رسانه سینما از گردانندگان جنگ وام مادی و معنوی گرفته و متقابلا گردانندگان جنگ نیز از هنر رسانه سینما بهره سیاسی و اجتماعی لازم را برای پیشبرد اهدافشان برده اند.

پیدایش هالیوود پس از تلاطم های سنگین اجتماعی و سیاسی برآمده از جنک جهانی با توجه و تمرکز بر روی زیبایی، باعث شد تا مردم خسته از کشتار و انفجار و آوارگی های ناشی از جنگ جهانی اول و دوم، به سمت تماشای زیبایی ها سوق پیدا نموده و آرامشی را که در جستجویش بودند بر پرده سینما یافته و مشاهده کنند. از سویی سینمای هالیوود علاوه بر استفاده از زیبایی شناسی در هنر به سراغ انتقال پیام جنگ، آنگونه که مردم می خواستند رفت و واقعیت های انسانی و دردآور جنگ جهانی اول و دوم را به تصویر کشید و فارغ از جهت گیری های طرفین درگیر در جنگ های جهانی، سختی های جنگ را نشان داد.

پیشرفت های هالیوود تنها به خاطر انتخاب مضامین جدید و توجه به زیبایی شناسی در سینما نبود. هالیوود با تاسیس سینما و لابراتوارهای متعدد و بزرگ در آمریکا و اروپا و ایجاد زیرساخت های لازم زمینه نمایش تولیدات هنری پرتیراژ و جذابی را فراهم کرد که تنها با دیده شدن به مرز سودآوری کلان می رسیدند. از سوی دیگر با جذب نیروی انسانی توانمند و نخبگان سینمایی از اروپا، زمینه پیشتاز بودن در صنعت سینما را فراهم نمود. پس بدین ترتیب پرداخت دستمزدهای بالا به دست اندرکاران حرفه ای سینما و در دست داشتن تجهیزات و امکانات صنعتی سینما که نخبگان کشورها در هالیوود ایجاد می کردند باعث می شد تا سالن های سینما که آثار سینمایی هالیوود را در جهان و به خصوص آمریکا و اروپا نمایش می دادند؛ پرمخاطب و به تبع آن پر سود شود. اینگونه چرخه "هنر، صنعت، تجارت" بی عیب و اثربخش به پیش رفته و هالیوود توانست پیشتاز عرصه تولید و پخش فیلم های سینمایی در جهان باشد.

ملاحظه می کنید که هالیوود حتی وقتی با  مدیریت "صنعتی – تجاری – هنری" قدیم هم حرکت می کرد، با تمرکز بر روی نیروی انسانی خلاق، سوژه های جذاب، صنایع بکر و بدیع سینمایی،و سرمایه مناسب؛ زیرساخت های لازم را برای تداوم توسعه و پیشرفت ایجاد کرده و با قرق کردن مسیرهای حرکت هنر رسانه سینما، راه را برای میدان داری هالیوود در عرصه سینما برای خود باز کرده و بر دیگران می بندد. اما بیشترین انگیزه قرق گری هالیوود در عرصه سینمای آن روز، جنبه مادی و تجاری سینما بود که هالیوود می خواست و توانست بر آن سیطره بیابد.

هالیوود پس از توسعه و پیشرفت های چشمگیری که یافت مورد توجه سیاسیون و سلطه گران جهانی قرار گرفت و بدین ترتیب سرمایه گذاران و موسسان شرکت های بزرگ سینمایی هالیوود جدید را اغلب صهیونیست ها و جریان های سیاسی که برای تسلط بر جهان نقشه می کشیدند، در دست گرفتند. پس در هالیوود جدید علاوه بر توجه به سه ضلع مثلث "هنر، تجارت، صنعت" که سینمای هالیوود را به یک سینمای هنری پرفروش و سودآور تبدیل کرده بود، جنبه رسانه ای آن نیز تقویت شده و در اختیار سرمایه گذاران و سیاستمداران سلطه طلب قرار گرفت.

بررسی دقیق مضامین، موضوعات، آمایش مضامین در قالب رویدادها، توجه به جامعه هدف و مخاطبان با در نظر گرفتن جنسیت و گروه سنی و همچنین جغرافیای انسانی و …،استفاده از سایر رسانه ها برای پیشبرد اهداف و انتقال پیام، تمرکز بر روی نقاط هدف گذاری شده به خصوص آینده جهان و … به خوبی نشان می دهد که علیرغم سودآور بودن، رشد صنعتی و پیشرفت های هنری که در تولیدات هالیوود جدید مشاهده می شود، شرکت های بزرگ و سرمایه گذاران هالیوود که عمدتا صهیونیست هستند به جنبه رسانه ای سینما گرایش ویژه ای نشان داده و برنامه های جامعه شناسی مبتنی بر اندیشه های سیاسی و اجتماعی سلطه طلبانه خود را در چارچوب هنر و در قالب رسانه سینما پیش می برند.

رشد چشمگیر و فزاینده صنعت سینما در هالیوود، سرمایه گذاری سنگین صهیونیست ها در شرکت های تولید و پخش فیلم و همچنین جذب و تربیت نیروهای هنری و ایجاد وابستگی های مادی و معنوی در آنها؛ مثلث"صنعت،تجارت،هنر" در دنیای بزرگ سینمای هالیوود را به ابزار قدرتمند رسانه ای برای تغییر باورها و ارزش های جغرافیای انسانی  همسو با اهداف سلطه گران و صهیونیست جهانی تبدیل کرده است. بدین ترتیب "قرق رسانه ای سخت – مثبت" برای رسانه سینما توسط هالیوود و به دست سرمایه داران صهیونیست ایجاد شده است که شکستن این جنبه قرق رسانه ای در رسانه سینما تقریبا غیر ممکن به نظر می رسد و حتی کشورهایی بزرگ همچون روسیه، پر جمعیت و صنعتی همچون چین، و پر تولید در عرصه سینما همچون هندوستان هم نمی توانند به سادگی و در زمان کوتاه امکان شکستن "قرق رسانه ای سخت – مثبت" سینمای هالیوود را به نفع خود بشکنند.

سینمای امروز دیگر رسانه قدرتمند و پرنفوذی است که مخاطبان فراوانی دارد و سایر رسانه ها را به خدمت گرفته است و امکان قرق رسانه ای در سایر رسانه های جمعی و اجتماعی  به نفع قرق گران رسانه ای را به راحتی فراهم می کند.

 

برگرفته از رساله نظری قرق رسانه ای

نوشته محمدرضا تقوی فرد

دانشجوی دکتری پژوهش هنر و مدرس دانشگاه هنر تهران